تبليغاتX
آرش علیزاده








آرش علیزاده

دلنوشته ها

همین  روزا دارم میرم تو هم راحت بخواب جونم
می دونم تو دل سردت منم چند روزی مهمونم


همین روزا دارم میرم همین روزا که دلتنگم
همه روز و شبم بی تو دارم با غصه می جنگم


 برو حتی می دونم من یه لحظه  یاد من نیستی
ترانه هام بی تو مردن وقتی تو مال من نیستی


نمی بینی چه دلگیرم تو  روم چشماتو می بندی
واست آسونه دل کندن چقد ساده تو می خندی


خیال کردم که خوشبختم تو عشق آخری هستی
دروغ بودن همه حرفات  تو هم دل به کسی بستی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 2:22 توسط ارش علیزاده|



مگه من چه اشتباهی کردم که منو اینجوری تنها میزاری
تو شب بی کسی و بی حرفی منو با خاطرهام جا میزاری

نمیشه نه نمی تونم یه لحظه بی تو بمونم
نمیشه نه نمی تونم بی تو ای آروم جونم

آخه من ترانه هامو دیگه واسه کی بخونم
مهربون من تو بودی بی تو من یه نیمه جونم

گوشه ای کنج اتاقم با هزار تا بغض و کینه
لحظه هام تیره و تاره کیه که منو ببینه

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 17:42 توسط ارش علیزاده|





نازنینم بهترینم دوست دارم که فردامو با تو ببینم 

نازنینم بهترینم تا ابد به پای عشق تو میشینم

  

نازنینم تو یه عشقی که واسم همتا نداره 

همه دنیا رو بگردی گلی مثل تو نداره

  

حتی گل با اون قشنگی پیش تو رنگی نداره 

تو بخند که خنده ی تو  واسه من حکم بهاره

 

  

نکنه روزی ببینم از چشات اشکی می باره 

که دیگه این دل خونم ازتو دست بر نمی داره

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 3:22 توسط ارش علیزاده|







باز اول قصه ی ما یکی بود و یکی نبود

باز زیر گنبد کبود یه مرد پیر و خسته بود

 

 

دلش گرفته بود ازین  دلای زشت آدما  

از آدمای   خوب و بد حتی گله داشت از خدا

 

 

آرزوهاش مث حباب یکی یکی رفتن به باد

هیچکی اونو نگاه نکرد انگار که اون رفته  ز یاد

 

 

پشت لب خندون اون یه عالمه غصه داره

واسش مهم نیست که دیگه چی داره و چی نداره

 

 

 


 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 3:10 توسط ارش علیزاده|









دوای درد من اینه یه دست گرم و با احساس
نوازش کن منو هر دم که عشقم به تو یک دنیاس


چقدر خستم ازین روزا ازین روزای تنهایی
که تو نیستی و من تنها  شدم به زخم دل راضی


خدای من تو و گیست تو و لبهای شیرینت
که با تو من خوشم هر روز با تو بهشتو می بینم



بیا عزیز رویاهام که من دلخوش به یک خوابم
که تو بیداریام هر  روز دارم با غصه میسازم




نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:23 توسط ارش علیزاده|



 

شب و روز با خیال تو چشمامو رو هم میزاشتم

 

حیف اون ترانه ها که واسه ی چشات نوشتم

 

ندونستم که دروغی ترو رو چشام میزاشتم

 

 نفرینت نمی کنم من من که از عشقت گذشتم

 

دیگه احساسی ندارم به تو و  دل سیاهت

 

برو  دنبال دلی که  بعد من  مونده به راهت

 

دیگه اون حس قشنگو کشتمش تو خاطرتم

 

برو با عشق جدیدت من شکایتی ندارم

 

ارزش اینو نداری که واست اشکی بریزم

 

 لایق عشقم نبودی تا بهت بگم عزیزم

 

از توی دفتر شعرم اسمتو خط خطی کردم

 

من چه ساده بودم وقتی عشقتو باور می کردم

نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 3:30 توسط ارش علیزاده|




آهنگ آرش علیزاده به نام (دل خسته)



دانلود


نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 2:46 توسط ارش علیزاده|





من از آینده می ترسم که هیچ کس با دل من نیست

که تنها میشم و دلسرد ازین غصه ملالی نیست




بمانم در پریشانی که این دنیا زیبا نیست

هزار بار سوختم با غم اما بازم خیالی نیست




توی عالم کارتونی همه شادندو می خندند

ولی ا فسوس تو دنیامون همه سردند و بی رنگند





من از اینده می ترسم که حالم بدتر از این شه

بیا با من صمیمی باش نذار چیزی ازم کم شه




تو که امید فردامی بگیر این ترس رو از قلبم

بگو تو هم منو می خوای عزیزم من پر دردم






من از آینده می ترسم دلم میگیره می لرزم

تویی مرهم واسه دردام بیا عشقم نکن ترکم







نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 2:44 توسط ارش علیزاده|





ممنونم از تو از تو که خوبی
واسه ی این دل نفسی جونی


ممنونم از تو که منو می خوای
با منی هر دم پا به پام میای



اگه تو باشی عاشقم هر روز
من واست میشم بهتر از دیروز


تو یه امیدی واسه ی فردام
با تو خوشبختم حتی تو رویام



به کسی جز تو دل نمی بندم
دیگه خوشحالم با تو می خندم








نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 18:52 توسط ارش علیزاده|




این روزا چقد دلم گرمیه دستاتو می خواد

اما افسوس دل تو یه کم با ما راه نمیاد




چرا اینقد سرد شدی با این دل بی سرو پا

یه کمی با ما راه بیا پس چی شد اون مهر و وفا



تو که مهربون بودی پس چرا اینجوری شدی

مگه کم بودم واست که ساده از من رد شدی




مگه من ازت چی خواستم به جز اون دستای گرمت

که داری اینجوری میری تو با اون نگاه سردت



من دلم هنوز هوای بوسه از لب تو داره

اما فسوس که دل من واست ارزشی نداره



تو داری میری اما من از تو چشم بر نمی دارم

شبا چشمام خیسه از اشک طاقت دوری ندارم









نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:14 توسط ارش علیزاده|




مطالب پيشين
» همین روزا دارم میرم!
» مگه من چه اشتباهی کردم؟
» نازنینم
» پیر مرد تنها
» دوای درد من اینه !!
» عشق دروغی
» آهنگ آرش علیزاده به نام ( دل خسته )
» من از فردا می ترسم !!
» ممنونم از تو ...!!
» گرمی دستاتو می خوام
Design By : ParsSkin.Com